سلام...
آمروز يه چيم ميشه.. ازون ØØ§Ù„ام.. ازون ØØ§Ù„تا Ú©Ù‡ آدم دلش Ù…ÛŒ خواد بشينه يه گوشه دلشو گردگيری کنه.. رقت قلب، با اينکه معتقدم، زيادش آدمو اØÙ…Ù‚ بار مياره، ولی گاهی بدجوری کمبودشو Ø§ØØ³Ø§Ø³ Ù…ÛŒ کنم..
هيشکی نمی تونه ØØ¯Ø³ بزنه دلم هوای چيو کرده.. وقتی همش انقده بودم، يه ساعت روميزی يا بهتره بگم سر طاقچه ای داشتيم Ú©Ù‡ هم چراغ خواب بود هم ساعت همينکه يه زنگ موزيکال داشت Ú©Ù‡ هميشه عين يه صاÙ�ÛŒ الکتريسيته ساکن گرد Ùˆ غبار دلمو جذب Ù…ÛŒ کرد.. Swan Lake چايکووسکيو ميزد. ... دينگ دينگ دينگ... Ù‡ Ù‡ Ù‡ Ù‡ Ù‡ Ù‡ چقد دوسش داشتم.. بخصوص وقتی چراق اتاقو خاموش Ù…ÛŒ کردمو زل زل به چراق خوابش Ú©Ù‡ شبيه يه شومينه با شعله های رقصان بود خيره Ù…ÛŒ شدم..
�قط به خاطر اينکه با برق کار ميکرد �روختنش به سمساری.. 700 تومن! دلم گر�ت..
الان اجرای کامل همون درياچة قو رو گذاشته بودم.. برهبری البرتو ليتزی.. تمام لذتی Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ بردم مربوط به يه ØØ³ غريب از شايد 15 سال پيش بود... يعنی تمام ØØ³ÛŒ Ú©Ù‡ يه ارکستر کامل ايجاد ميکنه، همه Ø·Ù�يل يه ØØ³ سادة بدون ناخالصی از يه ملودی سادس Ú©Ù‡ از لای ميله های Ù�ولادی يه ساعت در ميومده..
اونايی که دنبال موسيقين ميدونن که رهبر �يلارمونيک برلين يه مدتيه عوض شده.. يه انگليسه جوون به اسم سر سيمون راتل... چند ه�ته پيش يه جمله ازش نوشته بود تو همشهری که الان مي�هممش:
" ØØ§Ù�ظه نقش مهمی تو موسيقی داره.. مردم لابلای موسيقی دنبال چيزين Ú©Ù‡ قبلاً شنيدنش.. "
برای ايکه بهتر ب�همين چی ميگم تصور کنيد (اين سناريو اثر يکی از ر�يقامه که تو ايستگاه مترو تکميلش کرديم !!!) ...:
15 سال ديگس.. مدتهاست با 1000 بدبختی خودتونو ازاين خراب شده نجات دادين ر�تين آمريکا تو بهترين دانشگاه درس خوندين الانم بهترين درآمدو بهترين شغلی که هميشه آرزوتون بوده دارين... اما اونجا غريبين.. مردمش يه رنگ ديگن.. به خاطر لهجتون هميشه تابلويين.. کمه کمش بيستو اندی سال اينجا بودين تا تهتونو بگردن يه ذرتون متأثر ازين خراب شده مونده هنوز...
يه روز عصره از صب Ú©Ù„ÛŒ دلتون ياد Ù…ØÙ„Ù‡ بچگيتون اÙ�تاده.. ياد طعم نون پنير خيار گوجه! Ú©Ù„ÛŒ هم اين خارجيا ØØ§Ù„تونو گرÙ�تنو دارين Ù�کر Ù…ÛŒ کنين Ú©Ù‡ اگه الان بين Ù�Ú©Ùˆ Ù�اميلام بودم چقد آدم مهمی Ø¨ØØ³Ø§Ø¨ ميومدم ولی اينجا.... يهو از دور يه صدا ميشنوين.. Ù�رض کنين صدای اذان موذن زادة اردبيلی وسط خيابون پنجم نيويورک پای امپاير استيت!!!! اونجاس Ú©Ù‡ باور Ù…ÛŒ کنين اين صدا چقدررررر ميتونه دلچسب باشه.. صدايی Ú©Ù‡ وقت ديگه Ùˆ جای ديگه ميشنيدين Ù�وری کانالو عوض ميکردينو وقتی Ù…ÛŒ ديدين هر 6 تا کانال همين آشه Ùˆ همين کاسه تلويزيونو خاموش Ù…ÛŒ کردين...
آخيش عجب خوابی کردم! ری ست شدم جان شما! الان اصلاً يادم نيس چی ت�ت دادم بالا! هرچی هست مي �رستم برا پابليش.. قربان شما
بچه پرروو
راستی چه خبرا؟ خيلی وقته سر نزدم اينورا...!